v     استقلال آموزش و پرورش از بيگانه

ü      عليرغم سابقه درخشان و كم نظير ايران در فرهنگ و تمدن، با كمال تاسف بايد اعتراف كرد كه زمام امور آموزش و پرورش كشور ما در رژيم سلطنتي پهلوي به آمريكايي ها سپرده شده بود تا جايي كه حتي كتاب هاي درسي دانش آموزان توسط انتشارات آمريكايي فرانكلين تدوين، چاپ و توزيع مي­شد. با پيروزي انقلاب اسلامي، مردم آموزش و پرورش را فتح و بيگانه را بيرون كردند و شميم استقلال در اين وزارتخانه دميده شد.

v     وزراي ايراني!

ü      قبل از انقلاب، پايبندي افراد به فرهنگ اسلامي- ايراني مانع تصدّي مسئوليت ها بود و در مقابل وابستگي فكري، اعتقادي و سياسي به بيگانه موجب تقدم واگذاري سمت ها و مقامات مي­شد. به همين دليل در رژيم پهلوي صندلي وزارت آموزش و پرورش،
تكيه گاه فراماسونرها، بهايي ها، بابي ها، توده اي ها و اعضاي سازمان سيا بود.
با پيروزي انقلاب، معلماني از جنس مردم نظير شهيدان رجايي و باهنر و استاد پرورش، فرصت خدمتگزاري در مقام وزارت آموزش و پرورش را يافتند.

v     رشد چشمگير سواد

ü      در سال 1357 از هر يكصد ايراني، 47 نفر با سواد و 52 نفر! بي سواد بودند يعني بيش از نيمي از جمعيت كشور را بي سوادان تشكيل مي دادند. دستاورد انقلاب مردم، افزايش تعداد باسوادان به 87 نفر در هر صد نفر است.

v     دبستان براي همه

ü      در رژيم شاهنشاهي از هريكصد كودك در مقطع دبستان، 38 نفر امكان تحصيل نداشتند. خوشبختانه با پيروزي انقلاب و حمايت مردم از تعليم و تربيت فرزندانشان، اينك از هر يكصد كودك تنها 2 نفر به دبستان راه پيدا نمي كنند.

v     پوشش چشمگير در متوسطه اول

ü      در مقطع راهنمايي (متوسطه اول كنوني) تنها 2/37 درصد دانش­آموزان، امكان تحصيل داشتند. با سقوط رژيم پهلوي و حاكميت نظام مردم سالاري ديني، اينك 92 درصد دانش آموزان مي توانند در دوره متوسطه اول ادامه تحصيل دهند.

v     رشد چهار برابري در دوره دوم متوسطه

ü      در دولت خائن پهلوي­ها، كمتر از يك پنجم جمعيتِ واجد شرايط مي توانستند در دوره دبيرستان تحصيل كنند يعني 2/17 % آنان.
با مردمي شدن آموزش و پرورش پس از پيروزي انقلاب، اين رقم تا 84% افزايش يافته است. يعني بيش از چهار پنجم جمعيت واجد شرايط به متوسطه دوم راه يافته اند.

v     مبارزه با تبعيض دختر و پسر

ü      در دوران حاكميت پهلوي- كه مدعي دفاع از حقوق زنان بود 38 درصد جمعيت دانش آموزان را دختران و 62 درصد را پسران تشكيل مي دادند يعني 24درصد تبعيض و اختلاف.
انقلاب كه پيروز شد براي رفع اين تبعيض، همه تلاش كردند و سهم دختران 3/48 درصد و سهم پسران 7/51 از جمعيت دانش آموزان كشور است.

v     مدارس شبانه روزي، راهكاري انقلابي

ü      با توجه به گستردگي كشور و پراكندگي روستاها، مدارس شبانه روزي، تجربه موفقي در ارائه خدمات آموزشي به مناطق محروم بوده است. به همين دليل پس از پيروزي انقلاب اين مدارس، با سرعتي انقلابي گسترش يافت و 47 برابر شد و از 65 مدرسه در سال 1357 به بيش از 3هزار مدرسه افزايش پيدا كرد.

v     نخبه پروري

ü      استعداد و نبوغ ذاتي ايراني­ها، در رژيم پهلوي ، موجب نگراني اربابان آمريكايي اش بود و لذا هيچ اقدامي براي شناسايي نخبگان و رشد استعدادهاي آنان در راستاي خدمت به منافع ملي، انجام نمي­شد.

بعد از انقلاب در سال 1366 باشگاه دانش پژوهان جوان و در پي آن بيش از200 پژوهش سراي دانش آموزي ، تاسيس شد و از جمله دستاوردهاي اين اقدامات، درخشش دانش آموزان ايراني در المپيادهاي علمي بين المللي و كسب 681 مدال رنگارنگ افتخارآميز براي كشورمان بوده است.

v     از دانشسرا به دانشگاه

ü      در رژيم پهلوي ، دانشسراهاي مقدماتي در آموزش و پرورش عهده دار تربيت آموزگار بودند و فارغ التحصيلان اين دانشسراها تا سال يازدهم تحصيل مي كردند و به آنان ديپلم داده نمي­شد. با پيروزي انقلاب اسلامي، اينك معلمان و دبيران در دانشگاه تربيت معلم (دانشگاه فرهنگيان) وابسته به آموزش و پرورش، موفق به اخذ مدرك كارشناسي و بالاتر مي شوند.

v     اعتلاي سطح تحصيلات فرهنگيان

ü      در سال 1357 مدرك تحصيلي 12درصد از فرهنگيان كارشناسي و بالاتر بود پس از پيروزي انقلاب فرصت هاي فراواني براي ادامه تحصيل معلمان فراهم شد و در نتيجه همت و علم دوستي فرهنگيان اينك بيش از 76% فرهنگيان داراي مدرك كارشناسي و بالاتر مي باشند.

v     گسترش مدارس استعدادهاي درخشان

ü      قبل از انقلاب تعداد انگشت شماري مدارس استعدادهاي درخشان آنهم در برخي مراكز استان­هاي بزرگ وجود داشت. اينك 697 مدرسه استعدادهاي درخشان در سراسر كشور وجود دارد كه فرصت پرورش استعدادهاي برجسته نسل آينده را فراهم ساخته است.

 

 

v     منزلت اجتماعي معلم

ü      در رژيم استبدادي پهلوي، به تمامي معلمان دستور داده شد يا عضو حزب شاه­ فرموده رستاخيز شوند يا از كشور خارج شوند.
با شروع نهضت اسلامي و نقش آفريني سرنوشت ساز فرهنگيان در اين نهضت، معلم آزاد شد و منزلت اجتماعي يافت و فرصت پيدا كرد توانايي هايي برجسته خويش را تا عالي ترين سطوح، در نظام معلم مدار اسلامي، به نمايش بگذارد و از جمله در مقام رياست جمهوري، نخست وزيري، رياست قوه قضائيه و ديگر عرصه هاي اجرايي و اجتماعي، الگوي تراز مديريتي را به نام خود ثبت نمايد.

v     دگرگوني الگوها و ارزش ها

ü      با فروپاشي رژيم پهلوي، الگوها و ضدارزش­هاي تعليم و تربيت شاهانه نيز فروپاشيد و رويكردها از وابستگي به استقلال، از مادي گرايي به واقعيت گرايي، از حيا ستيزي به ترويج دين و عفاف و از خود باختگي به خودباوري چرخش پيدا كرد.
در نتيجه دانش آموزاني كه پس از پيروزي انقلاب به مدارس راه يافتند، براساس همين تربيت خودباورانه موفق شدند در دوران دانشگاه به عاليترين فناوري هاي علمي روز دست يابند و ايران عزيز را به جرگه كشورهاي برخوردار از فناوري هسته­اي، سلول هاي بنيادي، صنايع فضايي، فناوري نانو، صنايع موشكي و نظامي و نظاير آن وارد سازند.