در بيانيه شانزدهمين هم‌انديشي دبيران استاني كانون تربيت اسلامي آمده است:

 

تربيت اسلامي، بي‌ترديد منحصر به فرد ترين تشكل غيردولتي دغدغه‌مند در حوزه تعليم و تربيت و گرد آمده از فرهيختگان استخوان خرد كرده‌هاي آموزش و پرورش است؛ دلسوزاني كه براي آموزش و پرورش از آن جهت كه آموزش و پرورش است ارج گذاشته و بي شائبه، آن را بزرگ مي‌دارند.

 به توفيق خداي بي همتا و طبق سنت جاري، شانزدهمين هم انديشي دبيران استاني كانون تربيت اسلامي با حضور اعضاي شوراي مركزي برگزار شد. اعضاي شركت كننده در اين هم انديشي نگراني‌ها و دغدغه‌هاي خود در موضوعات مهم و مبتلابه كشور و خصوصاً آموزش و پرورش را مطرح و پيرامون آنها به بحث و تبادل نظر پرداختند كه رئوس مباحث و موضوعات مورد اهتمام را در حد گنجايش بيانيه پاياني و از موضع ادب و احترام ساعت به ساحت ملت شريف ايران و به ويژه فرهنگيان و معلمان ارجمند كشور تقديم مي دارد:

الف - بدون ترديد انقلاب اسلامي كم نظير ترين رويداد سياسي، اجتماعي و فرهنگي تاريخ ايران است؛ رويدادي كه موفق شد با تكيه بر ظرفيت بي‌بديل اسلام محمدي(ص) و سيره اهل بيت مطهر آن حضرت به ويژه فرهنگ عاشورايي، عصر جديدي را براي ايران رقم بزند؛ كشور را از زير يوغ بيگانگان به ويژه انگليس و آمريكا خارج و بعد از قريب به ۲۰۰ سال، عزت، شرف و استقلال از دست رفته را به اين سرزمين بازگرداند.

شأن و جايگاه استقلال به اندازي نزد ايرانيان شريف و گرانمايه است كه فداكاري تا مرز جانبازي و سربازي را تعليل مي‌نمايد؛ اين مهم حقيقتي است كه سرتاسر تاريخ چند هزارساله ايران مبين و مفسر آن است؛ در نقطه مقابل، دست شستن از سلطه بر كشوري مثل ايران با موقعيت منحصر به فرد ژئوپليتيكي براي سلطه‌گران سخت تلخ و ناگوار است بنابراين به گواهي تاريخ هرگاه قدرت مستقل و اثرگذاري در اين سرزمين به منصه ظهور رسيده با مخالفت جدي سلطه‌گران مواجه شده است و اين رويارويي تا نااميدي كامل سلطه‌گران ادامه يافته است.

رويارويي امروز ما با آمريكا نيز يكي از اينهاست البته مهمترين آنهاست و اين مصلف دو راه حل دارد يا تسليم و تن دادن به ذلت، همان نسخه اي كه متأسفانه برخي ترسوهايروطن‌فروش در بسته بندي‌هاي شيك و عامه پسند پيش پاي ملت قرار مي دهند و يا استحكام پايه‌هاي قدرت و تحميل شكست ناكامي به مستكبران، بديهي است كه نسخه تسليم در منظر مردم ايران، نسخه‌اي منحوس و يادآور پيشنهاد تسليم يزيديان است به سيد شهدا و پاسخ مردم بي ترديد همان پاسخ سالار شهيدان است كه فرمودند «هيهات منا الذله».

 تنها راه معقول و ممكن، سادگي و استحكام پايه‌هاي قدرت است؛ امري كه مردمان اين سرزمين در ادوار مختلف تاريخي به ويژه در ۴۰ سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در برهه‌هاي مختلف با موفقيت آزموده‌اند؛ به قطع يقين مصاف جديد از هيچ يك از ماجرا هاي گذشته كه اين ملت سرفراز از آن بيرون آمده‌اند، سنگين‌تر و غير قابل كنترل‌تر نيست و همانگونه كه رهبر معظم انقلاب آن را نويد مي‌دهند، ملت ايران اين توانايي را دارد كه از خود تحريم نيز  سربلند بيرون بيايد و به فضل الهي خواهد آمد.

 نويد معظم له مستند به دلايل و حقايق عيني ظرفيت‌هاي بي مانند معنوي و مادي جامعه ايراني است؛ جامعه ايراني به نحو حداكثري از منابع قدرت برخوردار است،  از موقعيت بي مانند جغرافيايي، از وحدت ملي حول پرچم هميشه در اهتزاز عاشوراي حسيني، جوانان عالم، آگاه، دانشمند و فداكار در راه اعتلاي كشور از تجارب بي‌مانند رويارويي با دشمنان بدسرشت، از اقتصاد ملي بالقوه پرقدرت و در نهايت از قدرت بازدارندگي نظامي و .....نمونه بارز اين توانايي، بازدارندگي نظامي است.

رمز اينكه آمريكايي‌ها از تهديد نظامي دست برداشته و گزينه نظامي را به زير ميز گذاشته‌اند نه به جهت اين است كه خوي درندگي شان تعديل و از آن دست برداشته‌اند بلك بلوغ قدرت بازدارندگي حوزه نظامي است كه به عقب‌نشيني وادارشان كرده است؛ از اين رو فشار خود را روي حوزه اقتصاد با رويكرد رواني متمركز كردند.؛ آمريكايي‌ها با عمليات رواني و تبليغاتي در خيال خام خود مي‌خواهند ظرفيت‌هاي ملي ما را مختل نمايند.

 شركت كنندگان اين هم‌انديشي ضمن ارج نهادن به تلاش نخبگان و رسانه هاي مسئول در مقابله با پيوسته رواني تحريم اقتصادي، اين تلاش‌ها را به نسبت حجم برنامه‌هاي دشمن ناكافي و سازمان نايافته ارزيابي كرده و از نخبگان و صاحبان قلم، انديشه و تريبون‌هاي مختلف انتظار دارند كه در اين مصاف جلوداري نموده و با برنامه، انسجام و استدلال، چرايي دشمني دشمنان را تبيين و حقانيت راهبردهاي نظام اسلامي را آشكار و اذهان جامعه را براي ايستادگي تجهيز نمايند.

ب-  يكي از ظرفيت‌هاي موثر و بازدارنده كشور در مقابله با عمليات رواني دشمن، ظرفيت عظيم آموزش و پرورش و نيز دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالي است؛ مجموعه اي كه با قريب ۲۰ ميليون نفر از فرزندان كشور رابطه روزانه و چهره به چهره دارد. بر مسؤولين عالي و نيز رده‌هاي مختلف اين نهادهاست كه با درك درست شرايط و به تعبير مقام معظم رهبري با «درك و احساس وجود و حضور دشمن» از ظرفيت‌هاي موجود در مقابله با جنگ رواني دشمن حداكثر بهره برداري را به عمل آورند و از مسؤولان ستاد تبليغات جنگ  پيشروي هم انتظار مي‌رود با اتخاذ آرايش دفاعي، نسبت به تدوين راهبردهاي دفاعي رواني و با حسن استفاده از ظرفيت‌هاي كشور از جمله مراكز آموزشي، دشمن بي منطق و عربده‌كش را در دستيابي به اهداف شوم خود ناكام بگذارند.

ج- همانگونه كه اشاره شد آموزش و پرورش و جامعه فاخر معلمان، ظرفيت بالفعل كشور در مواجهه با كيد دشمنان هستند و بر مسؤولين فرا دست است كه ژرف‌نگرانه و با نگاه عميق و بلندمدت، محدوديت‌هاي خودتنيده به پاي آموزش و پرورش را مرتفع كرده و ظرفيت اين مجموعه عظيم را براي مصاف بيش رو بيش از پيش آزاد نمايند.

انتظار مي‌رفت رويدادهاي اخير اقتصادي و اذعان همه نخبگان بر نقش عامل رواني و نوع نگرش آحاد مردم در شكل گيري و تشديد اختلالات اخير اقتصادي، جايگاه آموزش و پرورش را در منظر گردانندگان برجسته نموده و آنان را براي علاج درازمدت، اين‌گونه كاستي‌ها به دق‌الباب دوباره آموزش و پرورش راهنمايي نمايد و آموزش و پرورش را از صندوقچه نسيان و فراموشي بيرون بياورد.

 اما افسوس كه ظواهر امر اينچنين نمي نمايد، از قرار معلوم حوادث اخير اقتصادي و فراز و فرود سكه و ارز  در صدر قرار گرفتن اموري از اين دست، بهانه مناسبي براي نسيان بيش از پيش آموزش و پرورش فراهم نموده است.

سال‌هاست دلسوزان و علاقه‌مندان عزت و عظمت و استقلال همه جانبه كشور با دل بستن به اجرايي شدن گام به گام سند تحول بنيادين، طلوع آفتاب از مشرق آموزش و پرورش را براي كشور انتظار مي‌كشند اما حوادث به گونه ديگري پيش  مي‌رود و در ميدان عمل، آموزش و پرورش را به عقب برمي‌گرداند.

 واقعيت اين است آموزش و پرورش در حال حاضر روزهاي خوشي را نمي‌گذراند؛ سقوط آزاد و مستمر سهم آموزش و پرورش از اعتبارات عمومي كشور و به تبع آن غرق شدن و دست و پا زدن مسؤولان آموزش و پرورش در تنگناهاي اعتباري و نيز گرفتار آمدن در محدوديت هاي جناحي، حزبي و غيره، نظام تعليم و تربيت كشور را ناخوش احوال نموده است.

د- كاهش مستمر سهم تعليم و تربيت و بي‌توجهي، برون و بي‌تدبيري درون سازماني در حوزه نيروي انساني، حال و روز آموزش و پرورش آينده سازان كشور را در هاله‌اي از ابهام قرار داده و كشتي تعليم و تربيت را در ورطه نيازهاي اوليه و بديهي مانند كمبود شديد نيروي انساني به گل نشانده است.

 امروزه مسؤولان آموزش و پرورش به حق از كمبود ۳۰۰ هزار نفري نيروي انساني سخن مي‌گويند؛ اين در حاليست كه با حجيم شدن مستمر مساحت كف هرم دانش آموزي همزمان با افزايش مستمري بازنشستگي، از تشديد اين كمبود در سال‌هاي آينده حكايت دارد، آنچه مسلم است اينكه صندلي معلم در كلاس هاي درس خالي نخواهد ماند و در صورت فقد تدبير براي تأمين و تربيت نيروي انساني شايسته و حرفه اي، امري كه به بار نشستنش حداقل چهار سال زمان مي‌برد .

در صورت ضرورت كه ضرورت آن هم از هم اكنون معلوم است، هول هولكي و درهم از نيروهاي دم دست از پسر خاله ها و دختر عمه ها به اشكال مختلف روميزي يا زيرميزي بدون كمترين صلاحيت معلمي پر خواهد شد و اين يعني آغاز انحلال كيفي آموزش و پرورش؟! لذا ضمن قدرداني از مسؤولين مديريت منابع انساني آموزش و پرورش كه در شرايط فقر شجاعت، براي بيان حقيقت از كمبود شديد نيروي انساني رونمايي مي كنند، از مسؤولان بالادستي به ويژه سازمان مديريت و امور اداري و استخدامي و نيز كميسيون آموزش تحقيقات به نمايندگي از مجلس شوراي اسلامي مي‌خواهيم كه اين مهم را در صدر اولويت هاي خود قرار دهند.

ر- پيامدهاي اوليه جنگ اقتصادي اخير، آسيب پذيري بنيان‌هاي اقتصادي متكي بر فروش نفت خام و واردات قاچاق محور را روشن و در عين حال درستي صد در صد راهبردهاي رهبر معظم انقلاب مبني بر بي ثمري اميد به بيگانه و تكيه به توان داخلي در قالب اقتصاد مقاومتي را براي چندمين بار آشكار و اثرات مخرب فرصت هاي ازدست رفته را برملا كرد.

 حوادث اخير نه تنها آسيب پذيري اقتصاد كه سراسيمگي، انفعال، بي برنامگي و ناآزمودگي بخش اعظم دست‌اندركاران اين حوزه را مبرهن نمود و مسائلي را پيش آورد كه مصالح حاكم بر شرايط كنوني ما را از پرداختن به آنها باز مي‌دارد اما ضرورت و فرصت‌ عبرت‌آموزي به قوت خود باقي است.

بي ترديد جنگ اقتصادي جنگي تمام‌عيار و مقابله با آن، مستلزم فهم درست ماهيت مسئله، آرايش مناسب و اتخاذ راهبردها و تاكتيك هاي كوتاه، ميان و بلندمدت است و اينها نيز به نوبه خود مستلزم حضور در صحنه عناصر به تعبير پير فرزانه انقلاب، پر تلاش، مجاهد، راه بلد، شجاع و باتدبير است كه بتوانند امكانات و مزيت‌هاي كشور را در اين مصاف، به درستي به كار گيرند و با ايمان به توانايي اين ملت از دل تهديدها، فرصتها بيافرينند لذا بر تصميم‌سازان، تصميم‌گيران و دولتمردان است كه با سرعت و دقت، نقاط ضعف را برطرف و با بهره گيري از عناصر پر بهره، از موهبت عقل خدادادي، اعتماد به نفس و ايمان به حقانيت راه، كشور را براي اين رويارويي به فضل الهي پيروزمندانه تجهيز نمايند.