چند سالي است كه موضوع برون سپاري مدارس، در دستور كار مسؤلان آموزش و پرورش قرار گرفته است. اين اقدام به لحاظ حاكميتي بودن آموزش و پرورش مورد اعتراض فرهنگيان قرار گرفت. حال اين مخالفت‌ها چقدر مورد توجه قرار گرفت يا نه بماند. اخيراً مسأله برون سپاري رأس وزارتخانه در دستور دولت قرار گرفته است. گويا سپردن مدارس به بخش خصوصي به مذاق دولت خوش آمده است كه با تصميم اخير و معرفي وزيري خارج از اين وزارتخانه آن را دنبال مي‌كند. الفباي مديريت اين است كه مدير بايد مهارت ادراكي، ارتباطي ، فني و تخصصي در حوزه مديريت خود داشته باشد. سؤال اين است كه آيا وزير پيشنهادي در صورت داشتن مهارت ادراكي آيا مهارت ارتباطي با بدنه آموزش و پرورش و مهارت فني و تخصصي از اين وزارت عظيم را هم دارد؟ آيا از بين يك سوم كارمندان دولت، آن هم بخش‌هاي حاكميتي آن، فردي براي تصدي اين دستگاه اثرگذار وجود نداشت؟ با توجه به ارزشيابي‌ها كه ميزان مقبوليت معلمان را با بيش از ۸۰ درصد رتبه خيلي زياد، و با فاصله بيش از ده درصد از رتبه دوم نشان مي‌دهد، آيا فردي را در ميان جمعيت ميليوني و فرهيخته معلمان نمي‌توان يافت كه هم درد معلمي را درك كرده باشد و هم كلام معلم را بفهمد ! و معلمان هم او را از جنس خود بدانند و باور كنند كه درد آنان و مسائل تعليم و تربيت را درك مي‌كند.

چرا به خواسته بيش از يك ميليون فرهنگي را كه اساس رشد و تربيت همه مردم كشور به دست آنان است توجه نمي‌شود ؟ رشته زلزله شناسي چه ارتباطي با تعليم و تربيت دارد؟ اگر اين چنين است پس اجازه داده شود هر كسي با هر مدركي به طبابت بپردازد. آيا تربيت و آموزش مهم‌تر است يا تجويز يك دارو آرام بخش؟

در هر صورت به نظر مي‌رسد ناآشنايي با ظرافت‌هاي پيشه انبياء و جفا به آموزش و پرورش تمامي ندارد. در گذشته به نوعي و امروز با برون سپاري مديريت اين وزارتخانه و معرفي فردي خارج از جامعه معلمان، بي‌مهري دولتمردان تكرار مي‌شود. چگونه مي‌توان از معلمان تجليل كرد ولي در عمل و در بستر كار توجهي به ديدگاه و خواسته‌هاي آنان نكرد. و امور آنان را به ديگران سپرد ؟

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پایگاه اطلاع رسانی کانون تربیت اسلامی